من، اميدي را در خود

بارور ساخته ام

تار و پودش را، با عشق تو پرداخته ام .

مثل تابيدن مهری در دل

مثل جوشيدن شعری از جان

مثل باليدن عطری در گل

جريان خواهم يافت .

مست از شوق تو ،

                         از عمق فراموشی ،

راه خواهم افتاد .

باز از ريشه به برگ

باز، از بود به هست

باز، از خاموشی تا فرياد !

 .

/ 8 نظر / 7 بازدید
aras

سلام دوست من .... ( راه خواهم افتاد . باز از ريشه به برگ باز، از بود به هست باز، از خاموشی تا فرياد ! ) و زمان رسیدن ٬ تمام سالهای بد ٬ خوب خواهند بود .... از آشنایی با وبلاگتون خوشحالم .

سيد

سلام....عادت ندارم متن ادبی يا شعر نو بخونم.....ولی شما رو عزيزی معرفی کرد .....خوانديم و لذت برديم...ليک از اميد باز خبری نيست......جسارت کرديم که گلايه نموديم.....عفو کنيد.......پايدار.پر شور و پر اميد باشيد......يا علی مدد

سيد

راستی يادم رفت ......... نوآور خوبی هستی........من الطفات کافی از همرده های شما ندارم ولی مشهوده در قله ای رفيع قدم می زنيد ......يا علی مدد

sara

مبارکه ............ اين خيلی عاليه !!!!!!!!!!!!

alireza

مينو جان سلام عزيزم.از اينکه لطف کردی و بهم سر زدی خيلی ممنون.شعر زيبا و قشنگت رو نشانه دوستی و طراوت و عشق از درونش برپاست رو هم خوندم.ميگن :*** گر خواهی جهان در کف اقبال تو باشد ///خواهان کسی باش که خواهان تو باشد***بازم پيشم بيا.می بوسمت

مهرداد

سلام * مینو جان خوبی * همیشه مثل همین متن قشنگ امیدوار به عشق قشنگت باشی*

مهری

من اميدی(!!!) را در خود بارور ساخته ام... مرسی مينو جون.