گر چه در سکوت دردبار خويش مرگ و زندگی را شناخته ام ،

اما ميان اين هر دو

                         من

لنگر پر رفت و آمد درد تلاش بی توقف خويش ام .

تنها هنگامی که خاطره ات را می بوسم در می يابم ديری ست که مرده ام

چرا که لبان خود را از پيشانی خاطره تو سردتر می يابم ...

..

/ 10 نظر / 8 بازدید
Baboo

سلام خوبه تصميم گيری مهمترين کار آدماست. بايد بادش گرفت.

zhila

کنون چه چاره که در بحر غم به گر دابی فتاده زورق صبرم زبادبان فراق

nancy

سلاممممممممم*************خوبی مهربون.....ممنون که سر زدی

الهام

سلام مينوی عزيزم... نوشته هات خيلی خشگل بودند.فقط اگه ميتوني بک گراندشون را عوض کن خيلی بی روح میکنه مطالبت رو مرسی عزيزيم. هميشه قلمت روان باشه گلم

مهتاب

تلاش کردن خیلی خوبه !!! همیشه شاد و موفق باشی .

مهری

سلام عزیز!واقعا قشنگه.برات آرزوی سلامتی دارم همیشهء همیشه...

کوشا

سلام خانم گل ............. اميد وارم خوب باشيد؟؟؟؟ نوشته های جالبی داريد تـــــــــــــبريک....... مرسی که به من سر زدی.............. بازم سر ميزنم

Baboo

سلام. چرا ديگه نمي نويسی . خسته شدی؟ ايشا ا.. هميشه کار و بارت سکه باشه!

nancy

تو يعني، نم نم بارون ..... رو تن قشنگ بيشه اون طلسم عاشقونه ..... كه مي مونه تا هميشه تو صداي خنده هامي ..... يه طنين، تو اوج رويا تو يعني يه جاي خلوت ..... تو طلاطم يه دريا تو سكوت سرخ عشقي ..... كه پر از، حرفاي نابه مي دونم هستي يه جايي ..... اما ديدنت يه خوابه تو تبلور يه حسي ..... التهاب دل تو سرما خنكاي سبز سايه ..... توي فرم داغ گرما ... تو يعني، نم نم بارون تو صداي زنگ عشقي ..... مهربوني و پر احساس دل تو آبي و ساده ..... به بزرگي يه درياست تو يعني گمشده‌ي من ..... كه به وسعت نگاهم بي قرار ديدن تو ..... عاشقونه چشم به راهم ... تو يعني نم نم بارون

سايه

پس كجايي تو ؟؟؟ چرا نمي نويسي ؟؟؟!!!