غربتم را قاب گرفتم ،

و بر ديوار جهان آويختم .!

پايان شما همين است .

.

/ 9 نظر / 4 بازدید
به من بگوييد:

از شما مي پرسم: چه كساني از ايجاد يك دولت مردمي بيمناكند؟ آيا مافياي قدرت در آستانه فرو پاشي است كه اينگونه به تكاپو افتاده!؟ چگونه همه كانونهاي قدرت، كه تا ديروز به هم چنگ و دندان نشان مي دادند، يك شبه با هم دوست و برادر مي شوند؟! آيا كساني كه امروز ديگر حرفي براي گفتن ندارند، فقط با تخريب رقيب و ترساندن مردم مي خواهند قدرت را با چنگ و دندان نگه داشته و ميان خودشان تقسيم كنند؟ بي شرمي تا كجا! تا ديروز شبنامه، امروز علنا پخش پوستر و روزنامه و نصب پلاكارد! چرا دولت جلوي اين تخريبها نمي ايستد؟! اختناق و وحشت!؟ افكار متحجر؟!چرا مي خواهند ترس را به مردم القاء كنند؟!به من بگوييد: هزينه هاي ميلياردي تبليغات از كجا تأمين مي شود؟! كسانيكه اين هزينه ها را كرده اند، فردا چگونه مطالبه مي كنند؟! آيا هزينه براي پيروزي كانديدشان يك سرمايه گذاري اقتصاديست؟! كدام را باور كنيم؟! آنكه مي بينيم يا آنكه صاحبان قدرت مي خواهند در سرمان فرو كنند!؟ مسأله چيست؟! ماندن يا نماندن استيلاي خانوادگي بر صنعت نفت!؟<<<نگذاريد ترس را به شما القا كنند>>انتخاب با شماست! دولت مردمي يا...>>آگاهانه و آزادانه رأي دهيد اين را براي ديگران ارسال كنيد.

من خوش خيال ساده

چه پايان غم انگيزي و چه جهان کوچکی و چه غربت دردناکی ...

ميثم

ای بابا مينو خانم شما هم که بدتر از من از غ مينويسی.منب به روزم و منتظرتم...

متينا

سلام...وبلاگ خوبی داری..مطالب زيبايی دارد..به من هم سر بزن

مريم

سلام وبلاگتون خيلی قشنگه... بازهم به من سربزنيد...

nancy

سلام ///////////////////////////////با يه چشمکه دوبارههههههههههههههههههه ...منو زنده کن ستاره /////////////////////نزار از نفس بيفتم ...تويی تنها راه چارهههههههههههههههههههههههههه////////////////////////////////////////////کوتاه نوشتی و مختصر اما با صفا ///////////////مويد باشی ///عزيز /////

محسن

هنوزم نوشته هات به دلم می شینه عزیز بازم بیا منتظرتم ببخشید که بی خبر رفتم