اينجا که ايستاده ام ،

نه بارانش از آن من است

نه آفتابش

و نه آوازهايم ...

تا دستی به نياز بالا می برم ،

                                       هزاران پنجره تاريك گشوده می شود .!

و هزاران پرنده ،

                   دور دستهايم پرچين می شوند .!

اينجا كه ايستاده ام ،

                        از آن كيست . ؟!

.

/ 13 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
fereshteh

هزاران پنجره تاريك ... هزاران پرنده ... !!! و هوای رفتن تو !!!

هادی

نمی دونم که تو رو نفرين کنم يا اين دلم نمی دونم که تو حل مشکلی يا مشکلم با تو عاشقانه بودم پس چرا حسرت یه روز عشق موند به دلم با تو شب نامه بودم نه یک غزل با تو رودخونه بودم نه یک قنات یه روزی منو تو بودیم ....... حالا من و تنهایی و یک عمر خاطرات تو رفتی و سمت ما سفر شد دل آروم ما دربه در شد ندونستم که چرا مرغ عشقم توی عاشقی بی بال و پر شد

afaryneh

سلام بر مينوی مهربان .. ممنون و زيبا بود ... هميشه شاد ومهربان باشی ...

علیرضا

مینو جان سلام عزیزم . از اینکه بعد از این همه وقت دوباره فرصت شد بیام بهت سر بزنم خوشحالم و امیدوارم که منو تنها نذاری وبازم مثل قبلا بهم سر بزنی و باز هم دوباره دوستای خوبی باشیم . من عید بزرگ و زیبای غدیر رو هم بهت تبریک می گم . می بوسمت

harir

سرزمين ناکجا آباد، بيراهه های گم شده پر رهگذر، خاطره های التماس، دست های تمنا، برای همه يک معنی دارد، می گويند هر کجا باشی آسمان همين رنگ است. بهتر است ما هم بگوييم مثل سهراب هر کجا هستم، باشم آسمان، فکر، هوا، عشق، زمين مال من است. چه اهميت دارد گاه اگر می رويند قارچ های غربت. سبز باشی، به من هم سری بزن.

aras

سلام دوست من ... ممنون که به نيمکت من سر ميزنی و خوشحالم ميکنی ... پنجره های سياه برای پاره کردن اميد تا هميشه باز خواهند بود . کاش به پرنده ها رحمی شود ... زيبا مينويسی .

تا دنیا دنیاست دوستت دارم

سلام - اين کارا يعنی چيييييييييييييييييييييييييييی- نه آپ می کنی و نه سر می زنی چرااااااااااااااااااااااااااااا

binamoneshan

سلام زیباست منظورت کجاست؟...

نسرين

سلام عزيزم شک نداشته باش اينجا که ايستاده ای از لن توست .فقط اونجا از ان تونيست که احتمالا اين طور که بوش می ايد از ان خودت می شود بنابراين ببخش که خداوندسخاوتمندان را دوست دارد.