چشمی برای تو می خواهم ،

چشمه ای برای خويش .

جهانم را با تو قسمت می كنم

اين مصراع ،

                 از آن تو .

جهانت را به من می بخشی

و من در قيامت قافيه ها ،

                           همه چيزم را می بازم .!

 

و من شبی تمام خاطراتم را آتش خواهم زد ...

.

/ 11 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آوای سکوت

در انتظار بيهوده گذاشتم همه چيز خود را مهمترين آن غرورم پيش پا افتاده ترين آن شخصيتم در دام ....... افتادم شكستم ،ريز شدم آخرش سوزانده شدم اين بود زندگي من آه مرگ بر اين زندگي كه جز ناكامي چيزي در بر ندارد كاش هيچ گاه به دنيا نمي آمدم تا اين چنين سياه بخت نباشم

atre-yas

سلام دوست خوبم....وبلاگ قشنگی داری.....خوشحال مبشم به من هم سر بزنی..موفق باشی

سحر

چرااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

موج سركش

چه اشتباهی . البته نمی دونم شايدم کار درست و راحت همينه !!! اما آخر آخر همش باخته ، اينو مطمين باش .

sogol

زندگی يه بازيه! گاهی اوقات ادمها می بازن گاهی اوقات می برن! اما گاهی اوقات هم تو از قصد می بازی برای اينکه می دونی با برنده کردن طرفت می تونی يه زندگی تازه بهش ببخشی و يه لبخند قشنگ رو روی لبهاش ببيني

الهه

دوستت دارم بی آنکه بدانم دوستم داری بی وفا ... سلام ممنونم که سرزدی دوست خوبم خوشحالم کردی شاد باشی فردا آپ میکنم و منتظرت هستم یادت نره ها...راستی اسم صميمی ترين دوست من مينو هستش و خيلی دوستش دارم خوشحالم که باهات آشنا شدم

جهانگرد مسافر

سلام مطلب جالبی بود.مرسی اومدی سر زدی .موفق باشی. مطلب جدید دارم . بازهم بیا

ميثم

سلام دوست نازنينم...من وبلاگ هک شده خودم رو دوبازه به دست اوردم.....فردا منتظرتم..موفق باشی

فرشاد

سلام ....شاید همینطور باشه که فکرشو میکنی ولی باید منتظر بود و دید که آخرش چی میشه ؟