هميشه تاريك می‌ آيی

تكه ای از خوابم می ربايی ،

و آشفته ترين شب جهان را ،

                                در جانم می ريزی !

اين گونه بی قرارم مكن !

يك بار با چراغ بيا

چيزی گزيده تر از خوابم می يابی :

رؤياهايم ،

             كه پشت پلكهايم به تماشايت خواب رفته اند .

.

/ 13 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سهيل

سلام مينو جان زدن اين وبلاگ زيبا را به شما تبريك ميگم با اميد به اينكه اين وبلاگ هميشه چون قلبت سرشار از عشق الهي باشد

سايه

بازم مثل هميشه . عالي عالي عالي . البته براي اونايي كه مي فهمن .

رها

اين گونه بی قرارم مكن .......................................................................

Farangiss

به سراغ من اگر بیايی ، خاموش يا روشن ، روياهايم را خواهی ديد ، چون من بدون روياهايم وجود ندارم...... باز هم عالی بود مينو خانم

BiNamoNeshan

اي خوشا دولت ان مست که درپاي حريف سرودستار نداند که کدام اندازد (حافظ)

محسن

معرکست دختر واقعا قشنگه بهت تبريک ميگم

eshghkade

سلام مينو خانم....خوبی عزيزم؟؟؟؟ بی خبرم ازت...البته من هم ۳ هفته نبودم..دلم براتون تنگيده ۱ عالمه:(( بازم اومدم شعر های قشنگت رو بخونم..من به روزم خوشحال ميشم سر بزنی..شاد و موفق باشی

hamin

درد تاريكيست درد خواستن رفتن و بيهوده خود را كاستن سر نهادن بر سيه دل سينه ها سينه الودن به چرك كينه ها! من از نهايت شب حرف مي زنم من از نهايت تاريكي و از نهايت شب حرف مي زنم اگر به خانه من امدي براي من اي مهربان چراغ بيار و يك دريچه كه از ان به ازدحام كوچه خوشبخت بنگرم!

hamed

اميدوارم که آرزوت برآورده بشه. نه تو خواب توی بيداری.