سال تو

 
نویسنده : مینو - ساعت ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٠
 

لطفا بگذار لحظه ای بیشتر در کنارت باشم

کارهایم را فردا به انجام خواهم رساند،

دور از چهره زیبایت قلبم آرام و قرار ندارد،

و کارم رنج و تلاشی است بی پایان

در دریایی بی ساحل .

امروز تابستان پشت پنجره اتاقم آمد 

با همه ناله ها و زمزمه هایش ؛

و زنبورها در بیشه ای پر گل

مشغول آمد و شد و ترانه سرایی هستند

اکنون زمان آن رسیده است که ساکت بنشینم رو به روی تو ؛

و در این لحظه ی ساکت ، اما   سرشار

ترانه ی گذشت سر دهم .............. 


 
comment نظرات ()