نویسنده :
مینو - ساعت ٤:٠٦ ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱۱/٢۱
ابتدای آسمان ، ديروز
انتهايش ، امروز .
چيزی به چشم نمی آيد
يادش بخير !!!
.
نویسنده :
مینو - ساعت ۱٠:٠۱ ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱۱/۱٧
رنگين كمانی در من می گذرد ،
آشفتگی ؛ باران نباريده ای است ، كه در من است
و سمت پنجره غروبم ، هميشه چلچله است و چراغ !
آسمان پوست می اندارد ، تا مرا سبز بيابد ،
در سرآسيمگی سايه ها .
و از بغض بی انتهای شب ،
ماه رؤياهايش را بر پيشانی ام می گريد !!!